ميرزا قهرمان امين لشكر
72
روزنامه خاطرات امين لشكر ( فارسى )
روز چهارشنبه « 1 » 7 شهر رمضان المبارك صبح در چادر جناب مستطاب امير نظام مد ظله قدرى نشستم . نماز كرده رفتم چادر جناب امير نظام . ايشان به چادر و ديدن قونسول روس رفته بودند . من رفتم چادر جناب امين السلطان و نواب مير آخور ، صارم الملك ، بشير الملك و جمعى ديگر بودند . جناب آقاى امين السلطان آمدند يك فنجان چاى صرف شد و ايشان عازم قصبهء مرند شدند كه در تلگرافخانه كار داشتند . من در سر سوارى بودم و مراجعت كرده با جناب آقاى امير نظام دام اقباله در ركاب و الا سوار شديم . تشريف بردند كه در ركاب مبارك باشند . و اعليحضرت همايونى روحنا فداه حركت فرموده بودند . در وسط راه ناهار صرف كردند و در سر ناهار چند نفر بودند : ثقة الملك ، جناب ساعد الملك و جمعى ديگر بودند . ناهار صرف شد قدرى نشستم . آقاى امين خلوت را در راه ملاقات شد . جناب مستطاب امير نظام دام اقباله ايشان را دعوت به ناهار كردند . آمدند با ايشان ناهار صرف شد و دو دست شطرنج با على خان والى حاكم گروس بازى كردند و بعد از بازى و صرف قليان و قهوه از آنجا سوار شده به قصبهء مرند آمديم . حالا كه دو ساعت به غروب مانده است به قصبهء مرند آمديم و در كالسكه جناب مستطاب امير نظام و آقاى امين خلوت و من بوديم . و امروز رقعه به جناب مستطاب آقاى امين السلطان نوشتم دادم اصغر خان برد و در قصبهء مرند به جناب ايشان داده است . و حالا كه سه ساعت به غروب مانده است در چادر در قصبهء مرند نشستهايم و ميرزا على محمد خان كاشى حالا آمده پيش من . و امروز طرف عصر كه به منزل آمديم جواب رقعهء جناب مستطاب آقاى امين السلطان [ رسيد ] كه سواد او اين است : « فدايت شوم - عريضهء جنابعالى را از عرض راه به خاكپاى اقدس همايون شاهانه روحنا فداه گذرانيدم و ملاحظه فرمودند و مقرر فرمودند كه جناب عالى بايد در تبريز باشيد تا به سلامتى مراجعت فرمايند . بعد از مراجعت در ركاب مبارك به طهران آمده و به خواست خداوند مرحمتى كه شايسته و لايق است خواهد شد و زياده زحمتى نيست » .
--> ( 1 ) - اصل : سه شنبه .